همچنان ایستاده ایم...

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.
 
باز هم او را دوست دارم
ساعت ۳:٤٥ ‎ب.ظ روز ۱۳٩۱/٤/٢٩ : توسط : shokravi

باز هم به امید عشقی روزهایم سپری شد

اما افسوس

افسوس که می دانستم این عشق بی فرجام است

اما باور نداشتم

تو را هدفی در زندگیم می پنداشتم

که آن هم سرابی بس نبود

خود می دانستم که عشق من عشقی یک طرفه است

خود می دانستم که بی دلیل پی یک هدف ناپایدار هستم

افسوس

افسوس که تو هم رفتی خود می دانستم که یک روز باید مرگ عشقت را باور کنم

و اکنون سردرگم در خودم و زندگیم هستم

و آن روز فرا رسید .

خدایا خدای مهربانم آخر چرا به هر که دل می بندم بی فایده است

تا به کی باید گرفتار عشق باشم و مرگ عشق را باور کنم

و او هم رفت و مرا با ذهنی آشفته رها کرد

خود می دانستم امید من پوچ است و اکنون به این باور رسیدم که امیدی بس پوچ بود

حال دوباره زندگیم دچار یاس و بی خیالی و پوچی گردیده است .

نمی دانم چه کنم ولی باز هم او را دوست دارم

دلم می خواد گریه کنم یا یک بار دیگر او را ببینم یا صدایش را بشنوم

 

 تو دیگه چرا با من این کارو کردی....

ناراحتنگرانناراحت