همچنان ایستاده ایم...

یاران مردانه رفتند؛ اما هنوز تکبیر وفاداری‌شان از مناره‌های غیرت این دیار به گوش می‌رسد. یاران عاشقانه رفتند؛ اما هنوز لاله‌های سرخ دشت‌های این خاک به یمن آنان به پا ایستاده‌اند.
 
تلاش مورچه برای رسیدن به معشوق
ساعت ٥:٢٠ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٢/٩/٢۳ : توسط : shokravi

 

داوود(ع) در حال عبور از بیابانی، مورچه ای را دید که مرتب کارش این بود که از تپه ای خاک برمیداشت و به جای دیگر می ریخت. از خداوند خواست که از راز این کار آن مورچه، آگاه شود. مورچه به سخن آمد که: معشوقی دارم که شرط وصال خود را آوردن تمام خاک های آن تپه به این محل، قرار داده است!
داوود(ع) فرمود: با این چثه کوچک، تو تا کی می توانی خاک های این تل بزرگ را به محل مورد نظر، منتقل کنی؟؟؟ و آیا عمر تو کفایت خواهد کرد؟!
مورچه گفت: همه ی این ها را می دانم؛ ولی خوشم که اگر در راه این کار بمیریم، به عشق محبوبم مرده ام!
در این جا حضرت داوود(ع) منقلب شد و فهمید که این جریان، درسی است برای او.